در این وبلاگ : ارایه تازه ترین اخبار و بررسی و تحلیل رویدادهای فرهنگی و هنری
- اختتامیه چهلمین جشنواره فیلم فجر 1400
- "موقعیت مهدی" بهترین فیلم،
- میرکریمی بهترین کارگردان،
- جایزه سردار سلیمانی برای "بدون قرار قبلی" شعیبی
- فهرست برندگان سیمرغ
مراسم اختتامیه چهلمین جشنواره فیلم فجر، در سالن همایشهای برج میلاد برگزار و سیمرغهای بلورین به بهترینهای این دوره اهدا شد.
مراسم اختتامیه چهلمین جشنواره فیلم فجر، در سالن همایشهای برج میلاد برگزار شد.
این دور از جشنواره فیلم فجر، میزبان 22 فیلم سینمایی در بخش سودای سیمرغ به دبیری مسعود نقاشزاده بود. مهمترین اتفاق جشنواره امسال، حذف بخش بهترین فیلم از نگاه مردم بود که بهدلیل عدم اطمینان از صحت آرا و در آخرین ساعات برگزلری این جشنواره صورت گرفت.
فیلم "موقعیت مهدی" به کارگردانی هادی حجازیفر و تهیهکنندگی حبیب الله والی نژاد، با نامزدی در 14 بخش پیشتاز این دور از جشنواره بود.
این مراسم با سرود جمهوری اسلامی ایران و تلاوتی از قرآن مجید شروع شد. اجرای این برنامه را محمد سلوکی برعهده دارد.
ابتدای این مراسم با نمایش لحظاتی از فیلمهای مطرح سینمای ایران و کلیپی از پیروز انقلاب اسلامی در سال 1357 با صدای ناصر طهماسب همراه بود.
سپس سلوکی اجرای خود را آغاز کرد و با سلام و خیر مقدم به مهمانان این برنامه، حضار را به دیدن تصاویری از فعالیت برگزارکنندگان جشنواره فیلم فجر 40 کرد.
نقاشزاده: درخواستهای خارج از چارچوب را با احترام قبول نکردیم / مماشات مشکلات را حل نمیکند گاهی باید تصمیم سخت گرفت
سپس نقاشزاده دبیر جشنواره فیلم فجر در سخنان کوتاهی صحبتهای خود را بیان کرد. او با تشکر از مهمانان گرامی یاد و خاطره شهدای انقلاب و دفاع مقدس خصوصاً حاج قاسم سلیمانی را گرامی داشت و گفت که ویروس کرونا در این چند سال اخیر به سینمای ما ضربههای زیادی زد و لازم است که یاد از دست رفتههای سینما را گرامی بداریم.
ادامه مطلب...
بزرگان تئاتر در رسانه ملی
جمعی از پیشکسوتان، استادان و هنرمندان رشته تئاتر در نشستی صمیمی با رئیس سازمان صدا و سیما، مشکلات و دیدگاههای خود را درباره تئاتر و تئاتر تلویزیونی بیان کردند.
به گزارش واحد مرکزی خبر ضرورت راهاندازی و تشکیل گروه تئاتر در شبکههای رادیویی و تلویزیونی استانی و ملی، تولید تئاترهای تلویزیونی مردمپسند، استفاده بیشتر از هنرمندان رشته تئاتر و تهیهکنندههای باتجربه در تئاترهای تلویزیونی، اختصاص امکانات و استودیوهای تلویزیونی برای تولید برنامههای تئاتر، تغییر نگاه مدیران صدا و سیما به مقوله نمایش، تبلیغ تئاتر در تلویزیون، تعریف اهداف و سیاستهای رسانه ملی در این حوزه، مشخص شدن جایگاه نمایش ملی و معرفی تئاتر دنیا از تلویزیون، توجه به تئاتر کودک و عروسکی برای کودکان و بزرگسالان، حمایت تصویری از تئاتر صحنهای، برپایی جشن تئاتر برای آثار فاخر این رشته مانند جشن سیما، پرداختن به تاریخ تئاتر با حضور بزرگان این رشته در برنامههای رسانه ملی و توجه به نویسندگی در تئاتر از جمله خواستههای اهالی تئاتر از رئیس رسانه ملی بود.
ادامه مطلب...
نقد فیلم : جشنواره فیلم فجر
علفزار

فیلمهای درام دادگاهی که در هالیوود سابقه طولانی دارد، در سینمای ما نیز دست کم از دهه هفتاد آغاز شد. منظور از درامهای دادگاهی فیلمهایی است که موضوع داستان با دادگاه، قضاوت و مسائل قضایی گره خورده است. پیشبرد داستان معطوف به فراز و فرودها و اتفاقاتی است که در فضای دادگاه و یا تصمیمات وکیل و قاضی گرفته میشود.
در چند سال اخیر درامهای دادگاهی ما که در هالیوود با عنوان LEGAL MOVIE یا LAW MOVIE شناخته میشود، بیشتر از آنکه بخواهد داستان و ماجرایی جذاب را به پیش ببرد به سمت کشتی گرفتن با موضوعات فقهی و قضایی میرفت و آنها را برای مخاطب مسأله میکرد؛ شکلی کاملاً ضد مخاطب که عموماً هم مورد توجه قرار نمیگرفت. این رویه پوسیده و خستهکننده که بعضاً بهخاطر عدم اطلاعات درست قضایی و فقهی عوامل دچار مسائل زیادی هم میشد، با فیلم «علفزار» به بعد و قبل از خود تقسیم میشود.
ادامه مطلب...
نقد فیلم : برف آخر ؛ لایه های دروغ

برف آخر
برف آخر تا اینجا جشنوارهایترین فیلم امسال بود. بهنظر میآید که ساز و کار جشنواره که به سمت انتخاب آثار متنوع رفته است تا بدین جا فقط همین سیاست را عملی کرده است یعنی سیاست دیدن از هر ژانر یک فیلم را. برف آخر هم همین حکایت را دارد. میان درامهای شاهپیرنگی گوناگون، حالا درام خردهپیرنگی میبینیم که داستان را کمرنگ میکند و تنوع ژانر را به حداکثر میرساند.
برف آخر درباره شخصیتی به نام دکتر است که میخواهد تنها زندگی کند. دامپزشک است اما شکار میکند و همین شکار کردن نقطه ضعف اوست. باید دانست که فیلمنامهنویسان ما دو ترفند نوشتن را به خوبی رعایت میکنند؛ ترفندهایی که در برف آخر به حد قابل قبول خود رسیده است. یکی دو راهی که در برابر شخصیت اصلی قرار میدهند و دومی نیز مسئله ضعف کاراکتر است که در احوال شخصی آنها هویدا و تبدیل به هامارتیای آنها شده و در انتخابشان تأثیر میگذارد. این ضعف و این دوراهی، به عنوان دو تکنیک، حالا در برف آخر نیز دیده میشوند. دکتر میان کمک کردن به یک گرگ و کمک کردن به دوستش باید مسیری پر پیچ و خم را برود و از سوی دیگر تنهاییاش و فقدان دیگری در روابط و تصمیماتش تأثیر میگذارد. فیلمنامه اثر با وجود کمرنگیاش اما درست چیدمان شده است و کارگردان تصمیم گرفته تا این فیلمنامه در ظاهر کمرنگ و حتی کوتاه را به اثری سینمایی و زبانی تصویری تبدیل کند. تصویری کردن متن در سینما یک چیز است و به زبان تصویری سخن گفتن و نشانهگذاری کردن چیز دیگر.
برف آخر یکی از نمونههایی است که تلاش کرده است تصویر را در سینما ببیند، تصویری داستان بگوید و حس ایجاد کند. فیلم در تمپوی خود کُند میشود اما ریتمیدرست را در نسبت با شخصیت و مکان دنبال میکند و نشانههای تصویری را جایگزین دیالوگ میکند تا بتواند قصهاش را در فضایی سرد با همان نشانههای سرد بیان کند. داستان سادهای هم دارد اما تأثیر سینمای بیلگه جیلان یا حتی سینمای اسکاندیناوی و ... باعث شده است تا طریقی که کارگردان برای روایت میچیند بیش از حرف به تصویر اتکا کند. بیش از کلام و کلمات به سمت و سوی نشانهها برود و تضاد را در همین عناصر مشخص کند.
گرگ و گوسفند؛ تولد و عشق و نور و ظلمت به عنوان نشانههایی که میتواند بیانگری کرده و حس ایجاد کند به کرّات در فیلم دیده میشود. عوامل متضاد طبیعی و تماتیک که هر دو به کار فیلمساز میآید. درست در زمانی که باید کاراکتر اصلی به دنبال امید بگردد یک زنبور عسل در شیشه عسل زنده میماند و یک گرگ او را در کولاک و سرما نجات میدهد. این وجوه از اثر است که میتواند عناصر طبیعی را به کار گیرد تا به جای بیان بیرونی، بیانی درونی داشته باشد.
اما برف آخر با وجود تمام تلاشهایش میتواند صحنههایی را حذف کند، میتواند گاه خرده داستانها و میزانسنهایی را دقیقتر به کار بگیرد. در واقع منطق روایی اثر میکوشد تا درامی واقعگرا را به مخاطب هدیه بدهد اما این درام واقعگرا به دال و مدلولهای مربوط به جهان بیرونی نیز نیاز دارد که در برهههایی گوناگون از کار به کار بسته نمیشود و شبکه استدلالی دقیقی را نمیسازد. مرگ خورشید، زدن به دل کوهستان با وجود سرما و مقدمهها و عواقب این ماجرا باید در شبکهای مستدلتر برگزار میشد که فیلم متأسفانه گاهی فاقد این استدلال و منطق است.
لایههای دروغ
اگر بگوییم چه فیلمی نباید در جشنواره اکران میشد بیشک باید از لایههای دروغ نام برد. غیر جشنوارهایترین فیلم این سالهای جشنواره فجر. لایههای دروغ از دو منظر قابل بحث است. اولین منظر اینکه آیا با نگاه فرمال به عناصر فیلمهای اکشن فیلم قابل قبولی شده است یا نه... و دوم اینکه این فیلم برای سرگرمیساخته شده و مناسب جشنوارهای رقابتی هست یا نه؟ و اصلا چرا فیلمی که سرگرمی است برای جشنواره انتخاب میشود؟!
ادامه مطلب...
نقد فیلم - ملاقات خصوصی ، ماهان
اصطلاح دو فیلم با یک بلیط مربوط به دورههای تاریخی است که برخی از سینماها، نمیتوانستند هزینه خود در بیاورند بنابر این یک فیلم پرفروش را درکنار یک فیلم کم فروش قرار میدادند و با یک بلیط این دو اثر را کنار هم اکران میکردند. شاید این توصیف مناسب تر باشد که در این دوره یک فیلم کم اهمیت کنار یک فیلم پر اهمیت قرار میگرفت تا فیلم کم اهمیت تر نیز دیده شود یا بالاخره رنگ و روی اکران را به خود ببیند. حالا جشنواره هم شده است دو فیلم با یک بلیط. ما شاهد فیلمهایی هستیم که به هیچ عنوان فیلم جشنواره ای نیستند. نه در کیفیت، نه در اهمیت شان و نه در هیچ پارامتر دیگری. دیروز همچون روز قبل اوضاع همین بود. فیلمیکه به نسبت برای جشنواره مناسب است و فیلمیکه هیچ نسبتی با جشنواره ندارد و نمیدانیم چرا باید به اکران در بیاید. ماهان حتی از فیلمینظیر لایههای دروغ نیز کم ارزش تر و بی کیفیت تر بود و این باعث شد تا منتقدان برای اولین بار سالن را ترک کنند و فقط به دست زدن و قهقهه کردن راضی نباشند.
ادامه مطلب...
"بیمادر" فقدان یک نکته بدیهی دیگر را نیز برای ما یادآوری میکند و آن نقطه نتیجهگیری است. "دسته دختران" هم در یک هدف خلاصه میشود و آن رساندن مهمات و کمک به خط است.
"بیمادر" یک فیلم کوتاه معمولی است که نتوانسته در قامت یک فیلم بلند کار کند. فیلم بلند ملزوماتی میخواهد که بیمادر فاقد آنهاست. اگر فیلم کوتاه میتواند براساس پتانسیل یک موقعیت ساخته و پرداخته شود و حاوی یک یا دو حادثه در آن موقعیت باشد؛ اما فیلم بلند باید این حوادث و گرهها را گسترش داده و شخصیتها را در راستای آن تعریف، در اصل اجبار قرار دهد و آنها را در آزمون و خطا بگذارد.
ادامه مطلب...
در سایه نوروز
گفتگو با محمد سعید معزالدین
رادیو گفتگو - نوروز 1400

برنامه «در سایه نوروز» رادیو گفتوگو با موضوع نوروز در پاکستان با محمد سعید معزالدین، کارشناس عالی روابط بین الملل فرهنگی و رایزن فرهنگی پیشین ایران در پاکستان به صورت تلفنی گفتگو کرد.
محمدسعید معزالدین با اشاره به دیرینگی نوروز گفت: نوروز هم بار فرهنگی و آیینی کهن قبل از اسلام دارد و هم با صحه گذاشتن اسلام بر این مسئله ای که پیوند دلهاست یک حالت معنوی و روحانی هم پیدا کرد.
معزالدین تاکید کرد: نوروز در ایران فرهنگی می تواند نقطه عطف مشترک رنگین کمان فرهنگ ها باشد. نوروز، مایه همنوایی، همدلی، همبستگی، تعامل و گفتگوی فرهنگ ها و تاکید بر همگرایی فرهنگی و پرهیز از واگرایی و اختلاف است. مهربانی با یکدیگر، همزیستی مسالمت آمیز آرزوی همه افراد بشراست و نوروز از این ظرفیت و زمینه برخوردار است.
معزالدین، کارشناس حوزه فرهنگی ، با اظهار به اینکه همه اجزای نوروز می تواند یک آیین مشترک فرهنگی و عبادی در طبیعت خداوند تلقی شود، تصریح کرد: جدای از ارتباط انسان ها با یکدیگر در مسئله اکوسیستم هم انس و آشتی با طبیعت بروز و ظهور دارد، به همه اقوام و ملل و مذاهب توصیه شده و حتی عبادت شمرده شده که به طبیعت احترام بگذارید.
وی با اشاره به اینکه از نوروز در پاکستان با عنوان «جشن بهاران» یاد می شود، بیان کرد: روح و جان نوروز از فقیرترین تا غنی ترین افراد جامعه را دربرگرفته و در همه پیکره اجتماع وجود داشته و دارد و همه را سرحال و شاداب می کند.
محمد سعید معزالدین به نحوه برگزاری نوروز در پاکستان اشاره و گفت: در پاکستان که متأثر از فرهنگ و تمدن ایرانی است و اشتراکات فرهنگی و تمدنی و تاریخی فراوانی با هم داریم از زمان های قدیم این مراسم بوده است. ما نمی توانیم گذشته پاکستان را از شبه قاره هند منفک کنیم. از دوره غزنویان این مراسم برگزار می شده و بر این مسئله تاکید داشتند و آیین های مختلفی را برگزار می کردند که به لحاظ زمان و اقتضائاتی که دارد، مختلف برگزار شده است ولی در همه، یک روح حاکم بوده و هست.
وی با اشاره به اینکه گل سرخ نمادی از آمدن بهار و سرسبزی و طراوت و تازگی در شبه قاره است، اظهار کرد: نوروز به نوعی بزرگداشت فرا رسیدن فصل شکفتن گل سرخ است و در نوروز گل سرخ را در قدح هایی از آب می ریزند که بوی خوش آن ماندگار می شود. در برخی مناطق نیز مرسوم است که در چهار گوشه خانه یا محل سکونت شان این آب را بپاشند که برای آنان ، یمن و برکت و شادابی می آورد.
محمد سعید معزالدین، کارشناس عالی روابط بین الملل فرهنگی به اشتراکات سنت های نوروزی ایران و پاکستان پرداخت و گفت: در پاکستان در آستانه جشن بهاران، مردم، خانه تکانی کرده و محیط زندگی شان را تمیز می کنند. همچنین لباس نو همانند ایرانی ها تهیه می کنند.
وی افزود: به لحاظ شرایط اقلیمی و جغرافیایی و قومی و آداب و رسوم با تفاوت هایی در شبه قاره برگزار می شود. مثلا در لاهور جشن بهاران برگزار می شود و بادکنک به هوا فرستاده می شود. حتی گردشگران برای این مراسم به لاهور می آیند. غذا و شیرینی های محلی و خانگی در منازل خود تهیه می کنند و در این ایام شادمانی عمومی همه را فرا می گیرد.
محمد سعید معزالدین یاد آور شد: در پاکستان حدود 25 درصد از جمعیت 210 میلیونی از پیروان اهل بیت (ع) هستند که گرایش بیشتری با فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی دارند و برخی از آیین ها را به رسم ایرانی ها برگزار می کنند و حتی سفره هفت سین آماده می کنند و دعای تحویل سال را می خوانند و به لحاظ عبادی و الهی هم ورود به بهار را مدنظر قرار می دهند.
خبرنگار : زهرا جودکی
http://radiogoftogoo.ir/NewsDetails/?m=170510&n=812980

ادبیات کودک و نوجوان،گفتگو با استاد محمد سعید معزالدین
به نام خدا
۱ – چه قالبی را برای خلق آثار ادبیات کودک برگزیدید ؟
قالب داستان ( بیشتر از مفاهیم و مضمون های واقعی و رئال و برخی برگرفته از موضوعات مرتبط با کودک که پرداخت و داستانی شده است) . قالب داستانی که به گونه غیرمستقیم مفاهیم را انتقال می دهد و قابلیت تبدیل به سناریو و فیلمنامه را نیز دارد . حتی می توان برای ساخت انیمیشن ( پویا نمایی ) استفاده کرد .
این قالب بر اساس تحقیق و پژوهش در حوزه تربیتی و شیوه تعامل پیشوایان با کودکان که به صورت عملی و یا غیر مستقیم و به دور از امر و نهی بوده ؛ همراه با محبت و ملایمت و در موقعیت خاص و مصداقی که بتوان آن را تعمیم داد مطرح شده است.
ادامه مطلب...
حسین طاهری، تهیهکننده «سلمان فارسی» درباره رعایت پروتکلهای بهداشتی گفته است: «وضعیت سلامتی همه عوامل به صورت روزانه چک شده است و اکثر عوامل پرونده پزشکی دارند. کار با دقت و نظارت مرکز بهداشت و درمان سازمان صداوسیما در تهران، شهرکهای غزالی و نور و شاهرود پیش میرود. روزانه ۱۵۰۰ ماسک، دستکش و مواد ضدعفونیکننده بین عوامل توزیع میشود.» او تأکید کرده: «ساخت سریال «سلمان فارسی» با دقت خیلی زیاد ادامه دارد و پزشک مخصوص و بهداشت یار مقیم و ثابت سر صحنه حضور دارند.» علاوه بر این به گفته این تهیهکننده همه بازیگران و عوامل سریال بیمه کرونا هستند و شرایط به شدت کنترل میشود. رفتوآمدها توسط ماشینهای مجزا انجام شده و پروتکلهای بهداشتی در جابهجاییها رعایت میشود.
سریال «سلمان فارسی» به کارگردانی داود میرباقری از تولیدات مرکز سیما فیلم است که با نمایش ایران دوره ساسانی، بیزانس و حجاز به زندگی، زمانه و مهاجرت «سلمان فارسی» یار ایرانی پیامبر اسلام (ص) میپردازد. فیلمبرداری این سریال از زمستان سال گذشته در کویر شهداد کرمان و جزیره قشم آغاز شده بود. با فراگیر شدن ویروس کرونا، لوکیشنهای داخلی مانند شاهرود و شهرک سینمایی نور، جایگزین لوکیشنهای خارجی در ترکیه شد و سرانجام فیلمبرداری آن از دهم مرداد، از سر گرفته شد. بنا به پیشبینیهای صورتگرفته فیلمبرداری سریال «سلمان فارسی» حدود پنج سال طول میکشد و بازیگران ایرانی و خارجی از کشورهای یونان، مراکش، تونس و … در آن بازی خواهند کرد.



